حجتالاسلام والمسلمین مصطفی قلی نیا از مبلّغان شهرستان آمل در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به اهمیت احیای نظریه «ولایت فقیه» در منظومه فکری امام خمینی (ره) اظهار داشت: نظریه ولایت فقیه توسط امام راحل (ره) طیّ یک سیر منطقی و متناسب با شرایط زمانه تکامل یافت. امام امت (ره) ابتدا در اواخر دهه بیست در کتاب «کشفالاسرار» به صورت اجمالی بحث حکومت فقها را مطرح کردند، اما به دلیل عدم آمادگی ذهنی مردم در آن زمان، از ورود به جزئیات پرهیز نموده و تنها به نقد این تصور اشتباه که ولایت فقیه به معنای دیکتاتوری است، پرداختند.
سیر تکاملی نظریه و پذیرش مردمی
کارشناس دینی با بیان اینکه امام خمینی (ره) معتقد بودند حکومت باید به دست فقیه باشد تا بر قوای تقنینیه و مجریه نظارت کند، خاطرنشان کرد: امام راحل (ره) در کتاب «تحریرالوسیله» مبحث ولایت فقهای عادل را از منظر فقهی بررسی کردند. با شروع قیام مردمی و پذیرش رهبری سیاسی ایشان در پانزدهم خرداد چهل و دو، حضرت امام (ره) متوجه آمادگی جامعه برای پذیرش این نظریه شدند. از این رو، در بهمن ماه سال چهل و هشت، در قالب سیزده سخنرانی مفصّل، نظریه ولایت فقها را به صورت عملیاتی و با تفصیل بیشتری تقریر فرمودند تا مسیر تبدیل نظریه به واقعیت سیاسی هموار شود.
حجت الاسلام و المسلمین مصطفی قلی نیا با اجماعی دانستن نظریه ولایت فقیه، خاطرنشان کرد: امام خمینی (ره) تشکیل حکومت اسلامی را نه تنها ممکن، بلکه «لازم» میدانستند. رهبر کبیر انقلاب (ره) فراهم کردن شرایط تشکیل حکومت و قیام علیه نظامهای جائر را بر فقیه واجب میدانستند.
بداهت ولایت فقیه و ماهیت اجتماعی اسلام
مبلّغ شهرستان آمل ابراز داشت: امام خمینی (ره) ولایت فقیه را امری بدیهی میدانستند که تصور آن، موجب تصدیقش میشود؛ و برای کسی که احکام اسلام را حتّی اجمالاً دریافته باشد، نیازی به برهان ندارد. ایشان برای اثبات لزوم تشکیل حکومت، به ماهیت اجتماعی قوانین اسلام اشاره کردند و فرمودند که احکام اسلام از خصوصیترین مسائل زندگی زناشویی و معاشرت با همسایه گرفته تا مقررات جنگ، صلح و حقوق تجارت و کشاورزی، همگی ماهیتی اجتماعی دارند که بدون وجود یک حکومت اسلامی، اجرای درست آنها ممکن نیست.
وی افزود: انتشار نظریه حکومت اسلامی، لرزه بر اندام رژیم شاه انداخت؛ زیرا شاه به خوبی میدانست که ترویج این اندیشه، پیامدهای ویرانگری برای حکومت وی خواهد داشت. در همین راستا، رژیم پهلوی با تلاشهایی گسترده، از جمله نظارت شدید ساواک بر چاپخانهها و کتابفروشیها و یورشهای شبانه به منازل علما، سعی کرد از توزیع جزوات و نوارهای درس امام (ره) جلوگیری کند تا بذر حکومت اسلامی در جامعه ریشه ندواند.
کارشناس دینی خاطرنشان کرد: انتشار کتاب «حکومت اسلامی» تحولی عمیق در تفکرات انقلابیون شیعه ایجاد کرد و آنان را به تکاپویی جدید واداشت. این نظریه، با زیر سؤال بردن مشروعیت سلطنت و حمایت از حکومت فقهای شایسته، یک «انقلابی ایدئولوژیک» را به وجود آورد. در واقع، امام خمینی (ره) با ارائه این مدل مدیریتی، جایگزینی مشروع و الهی را برای نظامهای استبدادی معرفی کردند که باعث شد مردم مسیر جدیدی را برای رسیدن به عدالت و استقلال برگزینند.
مقبولیت عام در برابر ایدئولوژیهای چپ و راست
حجتالاسلام والمسلمین قلی نیا اظهار داشت: نظریه ولایت فقیه از سال چهل و نه تا پنجاه و هفت، در معرض افکار عمومی قرار گرفت و چنان مقبولیت عامّی یافت که به شعار راهبردی ملت ایران تبدیل گردید؛ در حالی که ایدئولوژیهای راستگرا و چپگرا در آن زمان امکانات رسانهای بیشتری داشتند، اما نتوانستند جایگاه نظریه امام خمینی (ره) را به دست آورند. این موفقیت نشان داد که ملت ایران تشنه حکومتی است که بر پایه دین و عدالت باشد و همین امر موجب شکوفایی استعدادهای نهفته انقلابی در سراسر کشور شد.
وی تصریح نمود: پیروزی انقلاب اسلامی در سال پنجاه و هفت و استقرار نظام جمهوری اسلامی، منصهی ظهور و اثبات کارآمدی نظریه ولایت فقیه در عرصهی اداره اجتماع بود. این نظام ثابت کرد که اسلام تنها مجموعهای از عبادات شخصی نیست؛ بلکه در مدیریت کلان جامعه نیز حرف اول را میزند. تحقق این نظریه، الگویی برای سایر کشورهای اسلامی و ملتهای آزاده جهان شد تا دریابند که میتوان نظامی را بنا کرد که همزمان با تکیه بر آموزههای دینی، استقلال ملی و حقوق مردم را تأمین کند.
کارشناس دینی اظهار داشت: امام راحل معتقد بودند قوانین اسلام برای هدایت بشر کافی است، اما اجرای موفق این قوانین در گرو صلاحیت مجری است. از این رو تأکید داشتند اگر قانون اسلامی باشد اما مجری آن صلاحیت لازم را نداشته باشد، حکومت اسلامی به معنای واقعی کلمه برقرار نخواهد شد.
وی افزود: حضرت امام خمینی (ره) برای اینکه سعادت بشری با اجرای قوانین الهی تأمین شود، دو شرط اساسی را برای حاکم اسلامی لازم دانستند: نخست «علم به قانون اسلام» و دوم «التزام به اجرای آن». از آنجا که در دوران غیبت، دسترسی به معصوم ممکن نیست، ایشان گامی از سطح معصوم عدول کرده و «فقاهت» را جایگزین علم مطلق و «عدالت» را جایگزین عصمت کامل دانستند. بنابراین، حکومت فقیه عادل، تنها راه عملی برای اقامه دین در عصر غیبت است. ایشان همچنین معتقد بودند حکومت فینفسه اصالتی ندارد و تنها زمانی ارزشمند است که ابزاری برای اقامه حق، حمایت از مظلوم و مقابله با ظلم باشد.
تاثیر طرح ولایت فقیه بر یاران و حوزههای علمیه
حجت الاسلام و المسلمین قلی نیا با اشاره به واکنشهای گسترده نسبت به ارائه این نظریه ابراز داشت: از یک سو، برای یاران امام راحل (ره) که در فضای خفقان و یأس رژیم پهلوی به سر میبردند، فریاد «احیای حکومت اسلامی» چون نوری از امید بود و جنبوجوش فوقالعادهای در میان مبارزان ایجاد کرد؛ از سوی دیگر، این مباحث حوزههای علمیه قم و نجف را بیدار کرد. اگرچه در قم بحثها آغاز شد، اما در نجف واکنشها متفاوت بود؛ برخی به دلیل برداشت نادرست از مباحث امام خمینی (ره) واکنش نشان دادند و گروهی دیگر که دچار تحجّر دینی شده یا وابستگی سیاسی به رژیم شاه داشتند، با شدیدترین واکنشها و حتی سمپاشی در جلسات درس امام، سعی در بازداشتن دیگران از این مسیر داشتند.
مخالفت روشنفکران غربزده و سانسور آثار
مبلّغ شهرستان آمل اظهار داشت: طرح حکومت اسلامی برای طیفی از روشنفکران غربزده و گروههایی که تحت سیطره فرهنگ لیبرالیسم بودند، ثقیل و وحشتآور بود. گروههایی نظیر جبهه ملی، نهضت آزادی و برخی انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا، تلاش کردند این طرح را منزوی کنند. شدت این مخالفتها به جایی رسید که برخی از آنها، کتابها و نشریاتی را که از روحانیون مجاهد نجف به اروپا میرسید، سانسور میکردند تا هر آنچه با اندیشه فرنگمآبی آنها سازگار نبود، از دسترس جوانان دور بماند.










نظر شما